اگر ما در لحظاتی نمی توانيم تصميم بگيريم بدان مفهوم نيست که قدرتش را نداريم بلکه از پرداختن بهای انتخاب های خود می هراسيم!!
|
اگر ما در لحظاتی نمی توانيم تصميم بگيريم بدان مفهوم نيست که قدرتش را نداريم بلکه از پرداختن بهای انتخاب های خود می هراسيم!! + نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 و ساعت
18:23 |
نگریستی،نگریستم
می دانستی،می دانستم آمدی،آمدم می آیم،نمی آیی می دانی،نمی دانم گریستم،نگریستی گریستی،ندیدم دیدم ،ندیدی رفتی ماندم + نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 و ساعت
13:16 |
نمره ای که حقم بود رو نگرفتم چون خوشت نیومد که وقت بذاری برای دیدن برگه من
چون بر گمو دادی دستم و انتظار داشتی من مثل بقیه التماس کنم چون انتظار داشتی از طریق واسطتتون(شاگرد محبوب و مورد اعتمادتون ) نمره بگیرم!! حاضرم بمیرم ولی نمرمو از طریق .... گریه کردم و تو دیدی .پرسیدی برای چی؟اگه جرات داشتم می گفتم که برای حقارت شما و کسایی که حاضرن هر بهایی رو برای گرفتن نمره بپردازند. چرا واقعا چرا ؟من حاضر نیستم برای گرفتن نمره غرورم رو بشکنم!! دو راه برام مونده حذف درست یا مقاومت و تلاش .
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384 و ساعت
17:41 |
اشک ریختی برای تنها ماندنت
احساس تنها بودن وقتی آدمای زیادی دورو برتن ولی به خاطر خودت نیست وقتی می خوای با پول همه دوست داشته باشن یه بار هم خودت باش خود مهربونت بدون هیچ سیاست و پولی!! + نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384 و ساعت
18:15 |
همدرد و یار من نیست
کسی که یار من نیست در انتظار من نیست! + نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384 و ساعت
20:32 |
پنج شنبه
جمعه دیگه جمعه ها بعد از ظهر برام تلخ نیست انتظار هم خوبه شنبه ها همیشه یه بهونه ای دارم که تا دو و نیم بمونم !! می فهمی؟ + نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 و ساعت
18:40 |
اگه یه نفر دلیل ناراحتینو بپرسه می خواد چیو بهتون نشون بده؟!!
من که فکر می کنم توجهشو شما چی فکر می کنید؟ + نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم آذر 1384 و ساعت
17:50 |
اولین امتحان دانشگاه !!!!!!!بدتر از این نمی شد .خدا به من رحم کنه تو هم که!!!!!!!!صبر نکردی،یعنی نمیدونم شایدم صبر کردی من که سر کلاس بودم نمی دونم
+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم آذر 1384 و ساعت
17:43 |
وقتی قدرتت رو با مرگ یا بیماری یه نفر و با عجز و ناتوانی بنده هات نشون میدی خیلی بیشتر ازت می ترسم،
اما وقتی قدرتت رو با معجزه هایی که توی زندگی من و خیلی از آدما اتفاق میفته نشون میدی شکرت می کنم به خاطر مهرت.انگار اینجوری به من نزدیک تری مثل یه دوست خوب که هر وقت اراده کنی بیاد پیشت!! + نوشته شده توسط در سه شنبه هشتم آذر 1384 و ساعت
13:29 |
آدم ها وقتی می خواهند بروند تازه دلیل آمدنشان را می فهمند
و آن هنگام چه دیر است. همیشه به این جمله فکر می کنم که:می تونست هیچی نباشه! اگه هیچی نبود همه چی بهتر بود!!
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هشتم آذر 1384 و ساعت
13:20 |
|
|